گل گت - اردشیر محمدی باغملایی - در خرداد 1353 موفق به اخذ ديپلم فني در رشته ماشين افزار از هنرستان فني حاج جاسم بوشهري شدم و خوشحال از فارغ التحصيل شدن با خيال راحت تمرينات فوتبالم را در باشگاه تابان و تيم جوانان منتخب استان پيگيري نمودم.

اوايل مردادماه 1353 تيم فوتبال منتخب جوانان استان بوشهر با مربي گري مرحوم اكبر كبگاني ميزبان تيم فوتبال جوانان استان كهكيلويه و بوير احمد بود. اين بازي در هوائي بسيار گرم و با شرجي بالا در استاديوم ورزشي بوشهر با حضور تعداد زيادي از تماشاگران مشتاق بوشهري برگزار شد.

بوشهر و كهكيلويه و بوير احمد مي بايست در دو بازي رفت و برگشت با هم پيكار مي كردند و برنده نهائي جواز حضور در سومين دوره مسابقات قهرماني جوانان كشور در اصفهان پيدا مي كرد.

بازي رفت در بوشهر و در گرماي سوزان مرداد ماه برگزار شد. 18 نفر بازيكن منتخب جوانان بوشهر افراد زير بودند: عبدالرضا عبدالله زاده، داريوش رنجبر، احمد صالحي زاده، خداداد برزگر، احمد پژند، علي احمدي، رضا جفره اي، غلامعلي حفيظي، محمود قدسي، مرتضي مصلح، مجيد اهرمي نژاد، عليرضا سعيدي، عالي غريبي، اردشير محمدي، سهراب پناهنده، اصغر اسدپور، ماشاء الله سينا، فهيمي

11 نفر بازيكني كه در بازي رفت به مصاف تيم جوانان كهكيلويه و بوير احمد رفتند افراد زير بودند:

مدافعين: مرتضي (علي) مصلح، خداداد برزگر، احمد صالحي زاده، محمود قدسي

هافبك ها: ماشاء الله سينا، مجيد اهرمي نژاد، اصغر اسدپور

فورواردها: عالي غريبي، سهراب پناهنده، اردشير محمدي

2 نفر از تيم 18 نفره ما بنامهاي داريوش رنجبر و فهيمي اهل برازجان و بقيه افراد اين تيم از بچه هاي بوشهر بودند.

جوانان سفيدپوش بوشهري با استفاده از شرايط ميزباني و تشويق بي امان تماشاگران و با يك بازي سراسر هجومي با نتيجه 4 بر صفر تيم فوتبال جوانان كهكيلويه و بوير احمد را شكست دادند.

يكي از 4 گل اين مسابقه را من به ثمر رسانيدم و 2 پاس گل نیز دادم و خوشحال از اين نتيجه منتظر بازي برگشت در هفته بعد با اين تيم شديم. بازي برگشت در شهر گچساران برگزار مي شد. و ما با يك ميني بوس عازم آن شهر شديم. از 18 بازيكن اعزامي 2 نفر را دروازه بانها تشكيل مي دادند. دروازه بان اول ما عبدالرضا عبداله زاده بود. و دروازه بان ذخيره داريوش رنجبر. چون مسابقات دو و ميداني آموزشگاهها همزمان با بازيهاي فوتبال جوانان در شيراز برگزار مي شد و داريوش رنجبر نيز مي بايست در مسابقات دو و ميداني آموزشگاهها در شيراز شركت نمايد لذا با توجه به نتيجه خوبي كه ما در بوشهر گرفته بوديم ايشان از آقاي اكبر كبگاني مربي تيم اجازه گرفت كه پس از شركت در مسابقات دو و ميداني در شيراز در اصفهان به تيم ملحق شود و ما با يك دروازه بان عازم شهر گچساران شديم.

محل اسكان تيم ما در يك مدرسه بود  وظهر بازي براي صرف نهار به يك چلوكبابي رفتيم. سالن چلوكبابي يك سالن بزرگ بود كه علاوه بر بازيكنان تيم جوانان بوشهر مسافريني ديگري نيز مشغول صرف نهار بودند بطوريكه در سالن هيچ ميز و صندلي خالي نبود. نهار ما چلوكباب بود و ما مشغول خوردن غذا شديم. هنوز غذاي ما به نيمه نرسيده بود كه يك مرتبه صداي وحشتناکی به پا خواست  و همه چيز شروع به لرزيدن كرد و فرياد زلزله، زلزله در ميان جمعيت حاضر در سالن بلند شد. وحشت همه جارا فرا گرفته بود و همه براي فرار از فضاي سالن به طرف تنها درب خروجي سالن هجوم بردند. نماي سالن رو به خيابان بطور كلي شيشه خود بود و وسط آن تنها يك درب براي خروج در نظر گرفته بودند. بخاطر ترس از زلزله و هجوم ناگهاني و همزمان براي خروج از سالن باعث شد. كه عده اي زن و مرد زير دست و پا بيفتند و مصدوم شوند. راننده ميني بوس ما با مشت اقدام به شكستن شيشه سالن كرد كه دستش زخمي و پر از خون شد. آقاي عبدالرضا كه تنها دروازه بان بود در هنگام خروج و بعلت فشار جمعيت مچ دستش به علت گير كردن لاي درب خروجي صدمه ديد و سرانجام با هر زحمتي همگي از سالن خارج شديم و باقيمانده غذا را رها كرديم و با ترس و وحشت زياد عازم محل اقامت خود شديم.

من هيچگاه با پديده زلزله به اين صورت برخورد نكرده بودم و ترس و وحشت سراسر وجودم را فرا گرفته بود.

مچ دروازه بان ما نيز حسابي صدمه ديده بود و دروازه بان ذخيره يعني آقاي داريوش رنجبر را نيز همراه نداشتيم.

با يكديگر قرار گذاشتيم كه عصر در زمين بازي طوري وانمود كنيم كه بازيكنان تيم كهكيلويه و بوير احمد متوجه آسيب ديدگي دست دروازه بان نشوند و به مدافعين و هافبك ها نيز از طرف مربي توصيه شدند كه به هيچ وجه اجازه شوت زدن به بازيكنان حريف ندهند.

سرانجام مسابقه شروع شد و ما با يك بازي هجومي مثل بازي رفت تيم حريف را در مين خود زمين گير كرديم و در آن بازي نيز ما موفق شديم بازي رابا نتيجه ي 3 بر يك به نفع خود تمام كنيم و با خيالي راحت و خوشحال براي شركت در مسابقات قهرماني جوانان كشور عازم اصفهان شديم. شب بعد از مسابقه را در مدرسه محل اقامت خود استراحت كرديم و صبح روز بعد با ميني بوس در اختيار تيم عازم اصفهان شديم.

يادم مي آيد در پيچ ها و گردنه هاي بين چنارشاهيجان و شراز بصورت دسته جمعي مشغول خواندن شعرهاي محلي و آوازها دسته جمعي بوديم از جمله اين اشعار معروف را همگي با هم دم گرفته بوديم كه مورد استقبال مرحوم كبگاني مربي ما واقع شد:

هفت شهر عشق را عطار گشت

ما هنوز اندر خم يك كوچه ايم

هفت مرغ چاق را ژاندارم برد

ما هنوز اندر پي يك جوجه ايم

هفت شهر نفت را ارباب برد

ما هنوز اندر پي يك بشكه ايم

حدود 4 الي 5 روز مانده به مسابقات وارد شهر زيباي اصفهان شديم

براي هر كدام از تيم هاي استان ها يك مدرسه براي اسكان اختصاص داده بودند.

چند تا از بهترين سالن هاي غذاخوري اصفهان را براي صرف نهار و شام در نظر گرفته بودند چند دستگاه اتوبوس نو و زيبا هم كار اياب و ذهاب ما را بر عهده داشتند.

مراسم افتتاحيه روز دوشنبه 14 مرداد 1353 بطرز باشكوهي در استاديوم  باغ همايون با حضور معاون ----- وزير و سرپرست سازمان تربيت بدني كشور، رئيس فدراسيون فوتبال و ساير مقامات استاني برگزار شد.

تيم جوانان ما با لباس گرم متحدالشكل با سرپرستي عبدالمحمد پوربهي و مربي گري مرحوم اكبر كبگاني در مراسم افتتاحيه شركت نمود

بازي اول تيم جوانان بوشهر در روز دوشنبه 14 مرداد ماه 1353 در استاديوم نهم آبان با تيم كرمان انجام شد كه اين بازي با نتيجه 2 بر يك به نفع بوشهر تمام شد. يك از گلهاي اين بازي را من به ثمر رسانيدم و يك پنالتي نيز از تيم حريف گرفتم كه متأسفانه خداداد برزگر اين پنالتي را به بيرون زد و بازي با همان نتيجه 2 بر يك خاتمه يافت.

بازي دوم در روز چهارشنبه 16 مرداد 1353 با تيم پرقدرت تبريز و در استاديوم باغ همايون برگزار شد. اين بازي با نتيجه 2 بر يك به نفع تيم جوانان تبريز پايان يافت و تنها گل بوشهر را عبدالرحيم گچي زاده (مهر سالي) از روي نقطه پنالتي وارد دروازه تيم تبريز كرد.  در اواسط نيمه اول اين بازي بعلت خطاي فاحش يكي از مدافعين تبريز دچار آسيب ديدگي از ناحيه كمر شدم كه ناگريز به ترك بازي گرديدم.

بازي سوم تيم بوشهر با تيم جوانان خوزستان در روز جمعه 18 مردادماه 1353 در استاديوم باغ همايون اصفهان انجام شد. جمعيت زيادي براي تماشاي اين بازي حضور داشتند. تعدادي از بوشهري مقيم اصفهان كه اكثر آنان را دانشجويان تشكيل مي دادند در استاديوم حضور داشته و به تشويق تيم بوشهر مي پرداختند. خوزستان قدرتمندترين تيم اين مسابقات بود و در پايان بازيها موفق به كسب عنوان قهرماني ومين دوره مسابقات قهرماني جوانان كشور شد. نيمه اول بازي با نتيجه 3 بر يك به نفع تيم خوزستان پايان يافت. تنها گل بوشهر در اين نيمه توسط ماشاء الله سينا از روي يك سانتر كه من انجام دادم به ثمر رسيد.

در نيمه دوم اصغر اسدپور از روي يك ضربه كرنر كه ن روي دروازه فرستادم دومين گل را به ثمر رسانيد و سومين گل بوشهر توسط خود من به ثمر رسيد.

دراين بازي بعلت آسيب ديدگي روز مسابقه با تبريز با كمك پزشكان و تزريق آمپول مُسكن و باندا‍‍ژ كردن كمرم توانستم در مسابقه با خوزستان حضور يابم كه در 20 دقيقه آخر هم با خطاي دفاع حريف سرنگون شدم و مجدداً كمرم شروع به درد نمود و نتوانستم تا پايان در بازي باشم و  مرحوم احمد پژند به جاي اينجاب وارد بازي شد.

سرانجام تيم بوشهر عليرغم شايستگي هاي زياد كه داشت بعلت قرار گرفتن در يك گروه سخت با يك برد و يك مساوي و يك باخت شانس حضور در دور بعد را پيدا نكرد و در دور مقدماتي حذف شد. نشريه دنياي ورزش در شماره 202 شنبه نوزدهم مردادماه 1353 به تفصيل گزارش سومين دوره مسابقات قهرماني جوانان كشور را منتشر نمود.

از نكات جالب و قابل ذكر مربي گري تيم جوانان لرستان را عباس گيشوئي و مربي گري تيم جوانان اصفهان را محمود ياوري به عهده داشتند.

همچنين بعد از پايان بازي با خوزستان به جهت بازي درخشاني كه انجام داديم و به علت حذف شدن در بعد از مسابقات حاضر به ترك زمين نبوديم و همگي گريه مي كرديم بطوريكه حاضران و ناظران در استاديوم تحت تأثير قرار گرفته و ما را دلداري داده و مورد لطف خود قرار دادند. 

منبع:نقدآنلاین