رادیو بوشهر و باز هم جمعه شبی با فوتبال بوشهری، برنامه این هفته تمام و کمال به شیرهای پابرهنه یا همان دریانوردان پارس جنوبی بوشهر پرداخت. قهرمانان فوتبال ساحلی ایران که این روزها در کوچه بازار بوشهر حرف از افتخار آفرینی آنهاست.

مهندس مقاتلی و برادران طبیب نژاد مهمانان حضوری برنامه بودند. مقاتلی از پیوند پارس جنوبی و این تیم فوتبال ساحلی گفت و حسین و عباس طبیب نژاد هم از سختی های قهرمانی امسال و مشکلات چند سال اخیر خود حرف زدند.

در ادامه دو بسته صوتی، یکی از تاریخچه تیم دریانوردان با صدای مهدی مقدم پخش شد و دیگری از روز ورود آن ها که این دومی با صدای سرکار خانم آذربان به شکل خاص و ویژه ای تهیه شده بود. این آیتم شامل بخش های احساسی فراوانی بود، اشک های شوق همسر طبیب نژاد در فرودگاه، صحبت های احسان عبدی پور پیرامون تیم دریانوردان و جمله تاریخی کارگردان بوشهری با این مضمون که با قهرمانی های دریانوردان در لیگ برتر من هم فیس می دهم و تبریک مهندس نصوری مدیرعامل منطقه ویژه و فرزند محله صلح آباد.

و اما شاه بیت برنامه جمعه شب فوتبال بوشهری، پیمان زنده بودی گزارشگر بخش فوتبال بوشهر در گذر زمان این هفته یک سوپرایز ویژه داشت. گفتگوی خودمانی با پیرزن 74 ساله بوشهری که یک شاهینی اصیل به شمار می رود. مادری به نام (( طلا توکلی ریشهری )) که به گفته خودش اولین پزشک تیم شاهین بوده، پیرزن خوش لهجه بوشهری ابتدا اینگونه شروع کرد: برادرم و محمد جواد سیار شالوده استادیوم بوشهر را بنا نهادند. آن موقع پیلی ( پولی ) نبود، هر کس خرج خودش را می داد، پیراهن و جوراب های تیم خلیج که بعدها به نام شاهین تغییر کرد را من و مادرم وصله می زدیم، پر و پاهای بازیکنان در سنگ و لاخ های زمین که زخمی می شد را ما با گرد پنيسیلین و نهایتاً یه لکه ( یک تکه پارچه ) درمان می کردیم. کجا اون موقع بیمارستان و درمانگاه بود!

بی بی توکلی ریشهری که تأکید داشت پیمان زنده بودی فامیلش را کامل بیان کند در ادامه هم حرف های جالبی زد: یادم هست ترک دوچرخه برادرم حاج حسین می نشستیم و از بهمنی برای دیدن بازی های شاهین می آمديم، آن زمان دستکش کجا بود! با لباس وصله پینه ای بازی می کردند، شاهین با این آدم ها شاهین شد، وقتی شاهین از لیگ برتر سقوط کرد عزادار شدم. قلبم شکست هر چند امیدوار هستم شاهین دوباره شاهین شود. من عمرم را کرده ام و فانوس تو بادم اما از استاندار بوشهر می خواهم شاهین ما را دوباره بسازد تا دل جوانان بوشهری شاد شود.

پیرزن فوتبالدوست بوشهری با لهجه خاص خودش ادامه داد: ایرانجوان هم تیم شهرم است و من دوستش دارم اما شاهین قلب من است. مادرم سطل شربتی برای هر برد شاهین در بهمنی و خانه اسماعیل قنبری درست می کرد.

شنیدن هرکدام از این پاراگراف ها با صدای این بانوی سالخورده اما پر شور یک پیام برای فوتبال بوشهر و بخصوص هواداران شاهین در بردارد: اینجا چراغی روشن است.

منبع:فوتبال بوشهر