بازی پنهان فوتبال بوشهر
گل گت - محمد جهان افروزیان- واقعا این سردی فضای فوتبال بوشهر از سرمای ناجوانمردانه هواست یا دستهایی
که به اکراه از بغل بیرون آورده میشود تا پاسخگوی محبت و نیاز فوتبال
بوشهر باشد. به قول اخوان ثالث این سرما سخت سوزان است و مجالی برای سرخی
بعد از سحرگاه نمیگذارد، شاید خودشیفتگیهای تاریخی این پدیدهی جذاب و
پرطرفدار دعایهداری اولین شهر فوتبالخیز کشور ما را از قافله و کاروان پر
شتاب این ویترین هنری و جهانی دور کرده است و نتوانستهایم این اسب چموش را
با یال و کوپالش را رام کنیم. و چهار نلع در مسیر باورها و حقیقتهای روز
فوتبال قرار دهیم، اگر در افسانههای فردوسی روزی یک یل سیستانی سهراب کُش
میشوند بخاطر این است که نمیداند به جنگ چه کسی آمده است و سهراب فرزند
اوست و در اسرات خیانت تورانیان منتظر نوش دارو مینشینند که آن هم بعد از
مرگ سهراب میآید.
اما اگر منظور از رستم آقای استاندار و سایر مسئولین استان باشند و سهراب ایرانجوان و ایرانجوانهای دیگر و نوش دارو پول باشد باید در بازی پنهان فوتبال بوشهر دست به حل معما زد. معماهائی که تا هنوز برای خیلیها لاینحل مانده است.
در سال 89 هم شاهین بود و هم لیگ برتر، هم ایرانجوان بود و هم رسیدن به مرحلهی پلیآف هم نوش دارو بود و هم خطوط فوتبال بوشهر در لیگهای چندگانه کشور از شمال به جنوب وصل شده بود. هر جا نگاه میکردی پر از رستم بود و سهراب هم در زمین پر از ابهام فوتبال تاخت و تاز میکردند. اما ناگاه تیر پروین از کمینگاه بیرون آمد و بر بال عقاب تیز پرواز پیشانی سفید شاهین خورد. تا او را از ابر بر روی زمین بیندازد و مثل ماهی در خود بغلتد و فریاد بزند که از ماست بر ماست.
ایرانجوان هم روی ریلهای خیس گهر دورود لیز خورد و لیگ برتری نشد. مانده بودیم چکار کنیم. همای دیلم رفت، پرسپولیس گناوه با امتیاز دست دومی ایرانجوان روی پای خود ایستاد و پرسپولیس برازجان عطای کار را به لقایش بخشید و سایپا از سر ناچاری به بنهگز نقل مکان کرد تا آب رفته به جوی کارگر را بازگرداند تا روزگار تیم توحید، در آن زمان هم ساختمان 10 طبقه سپهر در تهران برای شاهین بود و هم حاج جعفر پورکبگانی در مصدر فرمانداری بوشهر چیزی برای ایرانجوان کم نگذاشت. هم هواپیما بود و هم هتل 5 ستاره و هم غذاهای پروتئیندار چرب و نرم اما وقتی عقربهی زمان برای این دو تیم بر وفق مراد نمیگردد حساب دیگر باشگاهها با کرامالکاتبین است تازه وقتی خوب نگاه میکنی میبینی رستمها هم افسانهای نبودند و بدنبال دیو سپید و گذشتن از هفتخوان نمیگشتند و واقعی واقعی بودند یعنی هم نوش دارو بود و هم سهرابهای خود را دوست داشتند اما نشد.
در پیچ اول این اتفاقات اولین کسانی که زیر سؤال قرار میگیرند مدیران باشگاهها هستند مدیرانی که بیش از 12 سال است روی طناب پوسیده فوتبال حرفهای و خصوصی بودن و رقابت با باشگاههای دولتی درمانده شدهاند. تمامی اتفاقات تلخ فوتبال استان بوشهر از همینجا استارت میخورد یک سرگردانی 180 درجهای با یک محیط دورانی که دوباره همه چیز را به جای اول بر میگرداند یعنی روز از نو روزی از نو
این سرنوشت امروز اکثر باشگاههای استان بوشهر میباشد که مثل تخم مرغ دلمه هضم آن صقیل است و با دنیای فوتبال بیگانه میباشد.
در بینابین این مدار 180 درجه مدیران باشگاهها با کاسهی چکنم باید به این در آن در بزنند و یا برای زیر پوشش قرار گرفتن تابع مرکزنشینان شوند و فقط به اکسیژنگیری ضعیف تیم خود دل خوش کنند حالا اگر این کاسههای چکنم پر شود و یا شیر اکسیژن بسته شود هنوز به امتحانات سال آخر نرسیده رفوزه میشویم و گاهی اوقات همه چیز خود را از دست میدهیم تا نام ماندگار باشگاه پر سابقه و پرطرفدار خودمان، با یک حساب سرانگشتی میشود محاسبه کرد که وقتی اوضاع در رأس مدیریت باشگاهها اینگونه باشد مثل اینست که روی یک خط فعال زلزله بخواهیم ساختمان 10 طبقه بنا کنیم. بنابراین باید منتظر تمامی لغزشها و ریزشهای بزرگ و کوچک آن باشیم و شک نکنید که پیدایش عجوزههای دلال و تبانی و فساد در فوتبال در همین نابسامانیها رشد میکنند و مثل موریانه در طول زمان شالوده باشگاهها را میخورد و میتراشد.
باشگاههای ما در اول هر فصل با هزار وعده و وعید تیم خود را میبندند بدون اینکه منابع تعریف شدهای برای هزینه کردهای خود داشته باشد چشم امید به کمکهای استانداری، فرمانداریها و شهرداریها و . . . که همگی تابع بودجه سرانه کشوری میباشند. تا کجا جواب میدهد یک فصل ورزشی، دو فصل ورزشی، یک سال و یا دو سال. عاقبت همان باشگاهها هستند ناله و شیون بیپولی فوتبال ما در ساختار تشکیلاتی و مدیریت خود مشکل دارد وگرنه در همین شرایط در فوتبال ایران بسیاری از تیمها دولتی هستند و کمتر از 10 درصد خصوصی که هیچ کدام هم جواب نداده است
بالاخره دولتها تا کی میخواهند تیمداری کنند و پول بیتالمال مصرف کنند و بخش خصوصی چگونه میتواند با پولهای دولتی رقابت کند ما مجبور هستیم این تناقضات را با همین شیوه و مبناهای غیراصولی ادامه دهیم چون فوتبال هواخواهان زیادی دارد و به نوعی باید مردم را راضی و خوشحال نگه داشت، ورود بیحساب و کتاب سالانه 450 هزار میلیارد تومان پولهای دولتی به این صنعت شلخته و بیییچ و مهره وسوسهانگیز میباشد و با خود مدیران هزینه میسازد و چون ساز و کارهای نظاراتی هم وجود ندارد و از جیب شخصی خودشان هم نیست دل نمیسوزانند و در عافیتطلبی هر طور که دلشان خواست خرج میکنند، بازیکنان میلیاردی، تبانی، فساد و دلالی باز خورد و خروجی اینگونه تفکرات و جورچینسازیهاست تا در آخرش علی بماند و حوضش
منبع:ورزش بوشهر
اما اگر منظور از رستم آقای استاندار و سایر مسئولین استان باشند و سهراب ایرانجوان و ایرانجوانهای دیگر و نوش دارو پول باشد باید در بازی پنهان فوتبال بوشهر دست به حل معما زد. معماهائی که تا هنوز برای خیلیها لاینحل مانده است.
در سال 89 هم شاهین بود و هم لیگ برتر، هم ایرانجوان بود و هم رسیدن به مرحلهی پلیآف هم نوش دارو بود و هم خطوط فوتبال بوشهر در لیگهای چندگانه کشور از شمال به جنوب وصل شده بود. هر جا نگاه میکردی پر از رستم بود و سهراب هم در زمین پر از ابهام فوتبال تاخت و تاز میکردند. اما ناگاه تیر پروین از کمینگاه بیرون آمد و بر بال عقاب تیز پرواز پیشانی سفید شاهین خورد. تا او را از ابر بر روی زمین بیندازد و مثل ماهی در خود بغلتد و فریاد بزند که از ماست بر ماست.
ایرانجوان هم روی ریلهای خیس گهر دورود لیز خورد و لیگ برتری نشد. مانده بودیم چکار کنیم. همای دیلم رفت، پرسپولیس گناوه با امتیاز دست دومی ایرانجوان روی پای خود ایستاد و پرسپولیس برازجان عطای کار را به لقایش بخشید و سایپا از سر ناچاری به بنهگز نقل مکان کرد تا آب رفته به جوی کارگر را بازگرداند تا روزگار تیم توحید، در آن زمان هم ساختمان 10 طبقه سپهر در تهران برای شاهین بود و هم حاج جعفر پورکبگانی در مصدر فرمانداری بوشهر چیزی برای ایرانجوان کم نگذاشت. هم هواپیما بود و هم هتل 5 ستاره و هم غذاهای پروتئیندار چرب و نرم اما وقتی عقربهی زمان برای این دو تیم بر وفق مراد نمیگردد حساب دیگر باشگاهها با کرامالکاتبین است تازه وقتی خوب نگاه میکنی میبینی رستمها هم افسانهای نبودند و بدنبال دیو سپید و گذشتن از هفتخوان نمیگشتند و واقعی واقعی بودند یعنی هم نوش دارو بود و هم سهرابهای خود را دوست داشتند اما نشد.
در پیچ اول این اتفاقات اولین کسانی که زیر سؤال قرار میگیرند مدیران باشگاهها هستند مدیرانی که بیش از 12 سال است روی طناب پوسیده فوتبال حرفهای و خصوصی بودن و رقابت با باشگاههای دولتی درمانده شدهاند. تمامی اتفاقات تلخ فوتبال استان بوشهر از همینجا استارت میخورد یک سرگردانی 180 درجهای با یک محیط دورانی که دوباره همه چیز را به جای اول بر میگرداند یعنی روز از نو روزی از نو
این سرنوشت امروز اکثر باشگاههای استان بوشهر میباشد که مثل تخم مرغ دلمه هضم آن صقیل است و با دنیای فوتبال بیگانه میباشد.
در بینابین این مدار 180 درجه مدیران باشگاهها با کاسهی چکنم باید به این در آن در بزنند و یا برای زیر پوشش قرار گرفتن تابع مرکزنشینان شوند و فقط به اکسیژنگیری ضعیف تیم خود دل خوش کنند حالا اگر این کاسههای چکنم پر شود و یا شیر اکسیژن بسته شود هنوز به امتحانات سال آخر نرسیده رفوزه میشویم و گاهی اوقات همه چیز خود را از دست میدهیم تا نام ماندگار باشگاه پر سابقه و پرطرفدار خودمان، با یک حساب سرانگشتی میشود محاسبه کرد که وقتی اوضاع در رأس مدیریت باشگاهها اینگونه باشد مثل اینست که روی یک خط فعال زلزله بخواهیم ساختمان 10 طبقه بنا کنیم. بنابراین باید منتظر تمامی لغزشها و ریزشهای بزرگ و کوچک آن باشیم و شک نکنید که پیدایش عجوزههای دلال و تبانی و فساد در فوتبال در همین نابسامانیها رشد میکنند و مثل موریانه در طول زمان شالوده باشگاهها را میخورد و میتراشد.
باشگاههای ما در اول هر فصل با هزار وعده و وعید تیم خود را میبندند بدون اینکه منابع تعریف شدهای برای هزینه کردهای خود داشته باشد چشم امید به کمکهای استانداری، فرمانداریها و شهرداریها و . . . که همگی تابع بودجه سرانه کشوری میباشند. تا کجا جواب میدهد یک فصل ورزشی، دو فصل ورزشی، یک سال و یا دو سال. عاقبت همان باشگاهها هستند ناله و شیون بیپولی فوتبال ما در ساختار تشکیلاتی و مدیریت خود مشکل دارد وگرنه در همین شرایط در فوتبال ایران بسیاری از تیمها دولتی هستند و کمتر از 10 درصد خصوصی که هیچ کدام هم جواب نداده است
بالاخره دولتها تا کی میخواهند تیمداری کنند و پول بیتالمال مصرف کنند و بخش خصوصی چگونه میتواند با پولهای دولتی رقابت کند ما مجبور هستیم این تناقضات را با همین شیوه و مبناهای غیراصولی ادامه دهیم چون فوتبال هواخواهان زیادی دارد و به نوعی باید مردم را راضی و خوشحال نگه داشت، ورود بیحساب و کتاب سالانه 450 هزار میلیارد تومان پولهای دولتی به این صنعت شلخته و بیییچ و مهره وسوسهانگیز میباشد و با خود مدیران هزینه میسازد و چون ساز و کارهای نظاراتی هم وجود ندارد و از جیب شخصی خودشان هم نیست دل نمیسوزانند و در عافیتطلبی هر طور که دلشان خواست خرج میکنند، بازیکنان میلیاردی، تبانی، فساد و دلالی باز خورد و خروجی اینگونه تفکرات و جورچینسازیهاست تا در آخرش علی بماند و حوضش
منبع:ورزش بوشهر
+ نوشته شده در جمعه ششم دی ۱۳۹۲ ساعت 13:1 توسط
|
وب سایت گل گت