گل گت - عبدالمجيد اصلاني - دهه ی پنجاه فوتبالیست ها در جنوب حرمت مربیان و پیشکسوتان را به خوبی بجای می آوردند و اگر بازیکنی در حضور مربی درباره تاکتیک تیم صحبت می کرد هم چون انگلیسی‌ها نوعی بی احترامی به فوتبال بود و هرگز بی موقع صحبت نمی کردند . فوتبالیست های جنوبی از مربی های خود اطاعت می کردند و آنان را رییس خطاب می کردند و نه خان . در مدتی که دو تیم ایران جوان و تابان در دسته دوم جام تخت جمشید و یا صنعت نفت آبادان و یا نیروی اهواز در دسته یک و حتا برق شیراز ندیدم که بازیکنان درشتی و یا با قهر نیمکت و زمین بازی را ترک نمایند . علیرغم رایج شدن مدل هیپی ها در آن زمان ، بازیکنان از آراستگی خوبی برخوردار بودند ولی امروز می بینیم مربی ها زیاد صحبت نمی کنند و این بازیکنان هستند که مدام حرف می زنند و مصاحبه می‌کنند و مربی تعیین می کنند بدون این که ایده و دیدگاه جدیدی برای تحول فوتبال جنوب هم چون بازیکنان هلندی ارایه دهند.

در دو دهه اخیر سبک بازی تیم های جنوبی به دلیل ورود فله ای بازیکنان سایر شهرستان ها کاملا متفاوت و افول کرده دیگر از تکنیک ناب جنوب خبری نیست فرهاد امینی وقتی به ایران جوان پیوست با تکنیک خاص خود چنان با توپ جادو می‌کرد و هیجانی به حرکت رو به جلو تیم می داد که (دلو) اصلا روی سکو بند نمی شد و مرتب جست و خیز می کرد و سرشاز از سرخوشی می شد حسین حیدری (تینو) همیشه بو گل می داد رضا ماهینی باد پای شاهین می شد و جواد گرانبها سیم خاردار و غیرقابل عبور بود در صنعت نفت شاملی و برزگری و در نیروی اهواز نوری خدایاری و مجید بشکار در رستاخیز خرمشهر و مجید سلیم پور در تابان و برق شیراز غول های تکنیک بودند. یادی هم از خالق کرم پور و رحیم رود در کارگر صلح آباد در اوج جام محلات (مرحوم ملاح) نمایم باور کنید هنوز مزه شیرین دریبل های آنان زیر زبان مان قل می‌خورد. تشاله‌چی و ماهیگیران که پایه اصلی تماشاگران و هواداران استادیوم ها در جنوب بودند با یزله و کف زدن از روی سکوها شور و هیجان را به میدان انتقال می دادند و چنان حرکات دریبلینگ بازیکنان با یزله آنان گره می خورد که پس از پیروزی این نشاط و سرخوشی تا مدت ها در وجود همه باقی می ماند و سختی و مشقات کار روی دریا را فراموش می‌کردند و رقص پای پا به توپ شدن برزین وتورانی انرژی و جان تازه ای به آن ها می داد .

ما جنوبی ها در فوتبال مغرور نیستیم ولی فوتبال را در جای جای محله مان مایه افتخار و دلپذیری خود می دانیم و در آن زمان هیچ شهرستانی این قدر به اندازه جنوبی ها زیبا بازی نمی کردند . مهدی غزال ، غزال همای تهران شد . نظام آزادی نظام تیمی آبادان را متحول ساخت و طفل شیرین سالیا شد عباس سرخاب در هرمزگان و استقلال غوغا کرد ایرج سلیمانی برای پرسپولیس شوت ساعتی می زد و حسن نگارش با قلم پایش برای تاجی ها پاس گل نگارش می کرد، آن ها نقش خود را درک می کردند و وقتی صاحب توپ می شدند به قلب دفاع حریف می کوبیدند یاد سرخوشی های آن زمان که پا به توپ شدن حسن نظری که از آبادان به تیم ملی رسید حرکت های ناب اوورلپش پیچانه کره ای ها چشم تنگ را می پیچاند

ما جنوبی ها می‌خواستیم به فوتبال جامع برسیم و داشتیم سبک بومی خود را دنبال می کردیم فوتبال جنوب ریتم مد دریای خلیج فارس و غمبر رفتن دمام زن های مراسم محرم ویزله گرم در پیچ کوچه های تنگ محله های جنوب و به نوعی سامبای معروف برزیلی را تداعی می کرد . ولی امروز به بنادر آبادان و بوشهر و بندرعباس یک نگاه بیاندازید آیا این فوتبال اثری از آن فوتبال است؟ فوتبال روان جنوب در این جمله خلاص می شد " هافبک توپ را به کناره ها ی زمین می برد دفاع و پیستون کنار حرکت می کرد و توپ می فرستاد مهاجم با سر به توپ ضربه می زد و گل ...) و هیچ کار عجیب و غریبی نمی کردند و همه به فوتبال روان و دوست داشتنی آن ها احترام می گذاشتند . ولی یادمان باشد هنوز هم رگه هایی از فوتبال جنوب باقی ست که دوست داشتنی ست پس می توانیم با همدلی و تلاش شبانه روزی هویت و شخصیت فوتبال خاص خودمان که قبلا اشاره داشتم که شهره به اخلاق ، تکنیک و هیجان بود را احیا و دوباره نگاه‌ها را به این سمت سوق دهیم.

منبع/وبلاگ بوشهر شاهراه فوتبال فردای ایران