فوتبال ؛ شکست های سجادی،پاتک جمشیدی و مقاومت دوانی
مدارس فوتبال، کلاس های آموزش داوری و مربیگری متعددی برپا گردیده و خیلی از داوران و مربیان بدون کارت ، با مقررات و دیسیپلین خشک دوانی صاحب کارت و مدرک و کارنامه شده اند.اگر چه همه این ها به معنای بی ایراد بودن دوانی نیست و بر او انتقاداتی وارد است اما او قانون ومقررات را با ابرام و پافشاری به مرحله اجرا گذاشته .
بوشهر در زمره معدود استان هایی است که که طرح آسیا ویژن در آن اجرا نگردیده. استانی که داعیه آن را دارد که اولین توپ فوتبال در ایران در این منطقه به زمین خورده است.دوانی برای اجرای طرح آسیا ویژن تلاش بسیاری کرد اما عدم حمایت کامل جهانبخش استاندار وقت و در حالی که این طرح از دوران دکتر رضوی تا یکقدمی بوشهر رسیده بود با اجاره دادن زمین مورد نظر( ورزشگاه شهدا) توسط جمشیدی ، همه چیز از دست رفت. آن اجاره دادن هم ناشی از اختلافات پنهانی بود که حالا عیان گردیده و شمشیرها از غلاف بیرون افتاده و صدای چکاچک آنها گوش فلک را کر کرده است. حالا همه، هم شمشیرهای از نیام بیرون آمده را می بینند و هم غلاف های خالی را.
جمشیدی نمی خواست آسیا ویژن پا بگیرد چرا که در اجرای آن باید به فوتبال کمک می کرد و نتیجه اش به پای دوانی نوشته می شد و این اصلا مورد پسند مدیرکل ورزش نبود.
حالا دعواهای انتخاباتی دوباره برپا شده.دو بار آگهی منتشر گردیده که در هر دو مرحله به بهانه هایی ، جمشیدی نه آگهی و نه ثبت نام و نه انتخابات را قبول نداشت. دعواهای وزارت ورزش و فوتبال هم که تازگی ندارد. آنها ابتدا برای زدن ریشه کفاشیان نقشه ریختند . دونده باسابقه ای که حامی هیات های استان ها بود و رییس مجمع آنها. تلاش برای عزل او و آوردن قریب به سرانجام نرسید و «کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من» اینجا تداعی می شد. دونده ای دیگر به نام حمید سجادی که در برنامه ورزش از نگاه دو جهانگیر کوثری ره به جایی نبرده بود باردیگر برای عزل روسای هیات های استان ها که در اصل عامل رای آوردن کفاشیان بودند نقشه کشید.نقشه ای که با توجه به چینش و نوع اسکلت مجامع هیات ها و حتی غالب رشته ها ، به بار نمی نشیند و هیچ دونده سرعت و استقامتی به گرد آن نمی رسد و حتی یک پرنده هم نمی تواند از روی دیوارش بپرد.
در فارس سید محمد هادی آیت الهی در میان جنجال ها انتخاب شد.وزارت رای به ابطال انتخابات داد اما به گفته کمانه ، کاری از دست آنها برنمی آید.در اصفهان دفتر ابرقویی نژاد را پلمپ کردند اما بازهم تیرشان به سنگ خورد.در مازندران باردیگر بهروان بر اریکه قدرت تکیه زد. سجادی در کشتی با هیات کرمانشاه و علیرضا محبی زنگنه هم ضربه فنی شد. او حریف «نوتاش» در اردبیل و سید پرویز موسوی در کهگیلویه هم نشد و دستش از لرستان هم کوتاه گردید و حالا آمده اند سراغ بوشهر.
جمشیدی کاش بداند شکست های سریالی سجادی و وزارتخانه اش در فوتبال چون ورودشان با مهر «بی قانونی» بوده اینگونه رقم خورده و نه فقط در هیات های فوتبال سرزمین ترک و لر که در قلمرو سرخابی ها هم او بازنده بوده است. نه در استعفای فرمایشی فتح الله زاده توفیقی نصیب سجادی گردید و نه کامبوزیا توانست جای رویانیان را بگیرد.
کامبوزیا یا حسین قریب و دیگر آلترناتیوها آدم های محترمی بودند اما چون مسیر غلطی توسط وزارت ورزش پیش روی آنها قرار گرفت و با بی قانونی قرار بود وارد شوند مورد غضب اهالی فوتبال قرار گرفتند. کاری که بر سر آنها آمد را نباید برای کمال صالح احمدی مرد موقر و با شخصیت ورزش استان رقم زد و نباید او را در این دعواها به مسلخ فرستاد.صالح احمدی می تواند مدیرکل بعدی ورزش استان باشد و جای خود شمایی بنشیند که از حوزه دیگری وارد ورزش شده اید. او را اینگونه بدون سپر و زره و کلاهخود به میدان نفرستید و تخریبش نکنید.
نگارنده هم به دوانی نقد داشته و دارد اما بپذیرید که دوانی در کارش و در اجرای لیگ های مختلف توانش را نشان داده . از سرنوشت مدیران کل فارس و اصفهان و مازندران و ...درس بگیرید و به جای محک زدن راههای اشتباه سجادی ، پیگیر راه تازه ای باشید.
عزل دوانی را می توان در چارچوب مجمع رقم زد یا اگر حرف سازمان بازرسی درباره بازنشسته ها به کرسی نشست می توان او را کنار گذاشت اما استناد به اساسنامه های تاریخ گذشته و نادیده گرفتن اساسنامه اصلی هیات های فوتبال استان ها ( مصوب 30فروردین 1390) راه مناسبی نیست و قطعا بازنده می شوید.
جناب جمشیدی؛ من هم با مطالعه اساسنامه اصلی به این نکته پی بردم که ساختار هیات فوتبال ناقص بوده و باید در چارچوب آن اساسنامه تقسیم وظایف شود اما رفع این نقایص و تذکر بر عهده مجمع است نه شما.
به اندازه ای که برای برکناری دوانی تلاشی صد چندان کرده اید آیا حاضرید در مورد هیات کاراته که مخالفان خون به جگر شده ای دارد هم سرپرست تعیین کنید؟ آیا وقت کافی برای چمن وحدتیه و زمین قدس هم صرف کرده اید؟ چندی دیگر لیگ دسته اول آغاز می شود. برای پیست دوومیدانی پرخطر ورزشگاه شهید بهشتی فکری کرده اید؟
آقای جمشیدی؛ خیلی از تیم ها چشمشان به کمک های شماست..خیلی ها چشم انتظارند تا مدیرکل ورزش استان را در دیارشان ملاقات نمایند و با او درد دل کنند، البته نه در دشتی!تیم های برازجان به عنوان بزرگترین شهرستان استان اوضاع تاسف باری دارند و در لیگ آنها تیم های روستایی حضور دارند.باید نالید و گفت:یادسایپا و یا پرسپولیس سرخپوش برازجان.
شما که اینگونه مته به خشخاش نهاده اید تا دوانی راعزل نمایید فکر راهکارهای قانونی آن را کرده اید؟
سخن آخر؛ آیا با رفتن دوانی دیگر چمن ها خشک نمی شوند؟باشگاهها جان می گیرند؟ گلهای زیبا در ورزش می روید؟پروانه ها به پرواز در می آیند و هوای مطبوع قانون و قانون گرایی حکمفرما می شود؟انشاالله عملکرد روابط عمومی شما خوب می شود؟
جناب جمشیدی؛ سالهاست زیر و بم این ورزش رادیده ام.دوانی می رود اما غالب انتقادها به خود شما برمی گردد.خدا کند موج تغییرات شما را نبرد.شما بمانید و اگر خداوند عمری به ما داد ببینیم ثمره قانون گریزی ها چیست. با همه این بی قانونی ها اگر انتخابات انجام شد و رییس فدراسیون نیامد چه می شود؟ این فوتبال نیمه جان استان ما دیگر نیازی به پاتک و قیم و قانون و تبصره و مقاومت ندارد. گفته اید فوتبال ما «میت» نیست ؛ درست است. باید بگوییم فوتبال ما «میت» هم نیست زیرا میت گوشت و پوستی بر استخوان خود دارد اما از این فوتبال اسکلتی بیش باقی نمانده. برای تیم هایی که موفقیت شان را برشمرده اید چه کرده اید؟ این فوتبال میت هم نیست زیرا خودتان دیدید در نشست با خبرنگاران کسی حتی سراغ ورزشگاه تنگک را نگرفت و خودتان بدون پرسش دیگران، پاسخگو شدید. می دانید چرا؟چون ورزشگاه بدون باشگاه فعال چه کارآیی دارد؟
شاید اینگونه که کمر همت به از بین بردن فوتبال و برکناری رییس آن از طریق ترفندهای شکست خورده سجادی دارید، اکنون کسان دیگری هم به فکر تعیین جانشین برای شما باشند.شاید!
منبع: وبلاگ گرد و خاك
وب سایت گل گت