راه نجات شاهين دخالت اداره كل ورزش و جوانان استان مي باشد
وقتي كه ديده مي شود بيش از 90 درصد باشگاه هاي ورزشي كشور كمك هاي دولتي دريافت مي نمايند ، چرا در حق تيم هاي كه بعنوان نمايندگان استان بوشهر در ليگ هاي كشوري حضور دارند اجحاف گردد؟ آن هم در استاني كه سرشار از منابع و معادن بوده و بخش زيادي از درآمد كشور را تامين مي نمايد!!
-------------------------------------------------------------------------------------------------
گل گت - رضا سياهوشي - وضعيت تيم شاهين در جدول ليگ يك و نتايجي كه در هفته هاي اخير كسب كرده همه را براين باور رسانده كه سقوطي ديگر در راه هست و با تاسف فراوان بايد گفت كه ؛ داريم غزل خداحافظي از ليگ يك هم مي خوانيم ! هرچند كه اگر تدبير اساسي انجام گردد شايد بتوان تاحدودي اميدواري ماندن در ليگ يك را داشته باشيم اما با شرايط اسف باري كه در باشگاه شاهين وجود دارد و عدم توانمندي مالك شاهين در تيم داري ، خطر سقوط بيشتر از ماندن احساس مي گردد و اگر اين اتفاق صورت پذيرفت سقوطي مرگ بار و شكست سنگيني براي فوتبال بوشهر و باشگاه شاهين مي باشد. تيمي كه با طي نمودن راه هاي سخت و ناهموار از ليگ استان تا رسيدن به ليگ برتر دل مردم استاني را شاد نموده بود، سزاوار اين همه بي مهري ، كم لطفي و چنين جايگاهي نبود! گرچه نعمتي نيز در جنگ و جدل با هيات موسس و سهامداران (كه استارت بدبختي هاي شاهين از بي تدبيري آنان زده شد ) باشگاه مردمي شاهين پيروز شد اما به نوعي نيز شاهين را به ورطه نابودي هم كشاند و اگر به گفته خودش سرمايه اش از دست داد اما با شرايطي كه ايجاد كرده نه به پولش رسيد و نه توانست كه تيم داري كند و شاهين را نجات دهد ،فقط در اين ميان دل هوادران شكسته شد .
نمي دانم در ذهن و افكار مالك شاهين چه مي گذشت و يا مي گذرد اما اگر ايشان به قصد كمك و خدمت وارد اين ماجرا گرديد مي بايست فكر همه چيز را از روز نخست مي كرد و احتمال بروز حوادثي بدتر از اين هم براي خود مي نمود و اگر هم به قصد تجارت و سود دهي وارد معركه شاهين گرديد باز هم اشتباه بزرگي نمود و راه درستي انتخاب نكرد ، زيرا در فوتبال بيمار ما كسب سود به اين راحتي ها و بخصوص براي سرمايه گذار حاصل نمي گردد، البته كسي كه تجربه كسب و كار در بازار دارد هيچوقت بي گدار به آب نمي زند اما اگر هم ايشان واقعاً فكر سرمايه گذاري داشته اين واقعيت نيز قبول خواهد داشت كه در معامله بايد ضرر و ورشكستي هم پيش بيني نمود.
شايد هم به او خوب مشاوره ندادند زيرا كه او نه معروفيت و سرشناس تر از افرادي مثل عابديني و هدايتي بود و نه سرمايه اي به اندازه آنان داشت! اين هم نمي توان پذيرفت كه آقاي مالك از شرايط حاكم برفوتبال ما بي خبر بوده ، حداقل اگر وي جريانات عابديني و هدايتي هم دنبال كرده بود متوجه مي شد كه در اين فوتبال سوددهي وجود ندارد و فقط بايد هزينه كرد و پول خرج كند و اگر آن حضرات وارد اين قضايا شده اند در اصل بخاطر پيشبرد اهداف و برنامه هاي تجاري و اقتصادي شان بوده كه بهترين راه ممكن استفاده از مقوله ورزش دانسته اند، تا مجبور به پرداخت ماليات هاي سنگين و ديگر كسورات نباشند ضمن اينكه آنها آنقدر از توانايي مالي بالايي برخوردارند كه اين هزينه ها برايشان عادي مي باشد.
قطعاً نعمتي نيز ذهنيتي داشته كه پا به اين عرصه گذاشته است اما لازم بود كه برنامه اي مدون و منظم در دستور كار خود قرار مي داد كه نه خود بيشتر ضرر كند و نه باشگاه شاهين را به اين روز بياندازد.
همه ما مي دانيم كه باشگاه دار بايد توانمندي لازم در بسياري از زمينه ها را داشته باشد و جدا از بحث مديريت وتجربه ميبايست راه كارهاي براي ايجاد درآمد و به كارگيري افراد مجرب ،قدرتمند و با نفوذ نيز داشته باشد تا به مهمترين مقوله كه همان مشكلات مالي است فائق آيد و بتواند كسب موفقيت نماييد
اما متاسفانه مالك جديد باشگاه ،فقط به اين دل خوش كرده كه مدام مصاحبه كند و خود را خادم و امانت دار مردم بداند و دست نياز به طرف همه دراز نمايد ! آيا اين هست روش تيم داري و يا كلان آن باشگاه داري ؟! وي بايد اين واقعيت هم بپذيرد كه باتوجه به دنبال كردن طلب خود و پافشاري براي بدست آوردن مالكيت باشگاه ،حال نيز مسئولان كمتر تمايل به كمك هاي مالي به تيمي دارند كه به نوعي خصوصي شده و مالك شخصي داشته باشد. هرچند كه ما خود نيز هميشه از مسئولان استاني و بخصوص اداره كل ورزش و جوانان استان تقاضاي حمايت از تيم هاي مردمي داشته ايم تا پويايي فوتبال در استان حفظ گردد و چون مبحث پيچيده شاهين باز به هواداران و مردمي بودن باشگاه برمي گردد ، بهترين راه ممكن براي نجات آن دخالت مستقيم اداره كل ورزش و جوانان مي باشد كه با تعامل و كسب رضايت نعمتي و پرداخت اصل طلب وي شاهين را صاحب شوند يا اينكه استانداري و اداره كل ورزش و جوانان با هماهنگي با مديران شركت پارس جنوبي و يا اداره اي مثل سازمان بنادر و كشتيراني نيز شاهين را حمايت كنند تا بتواند تحت عنوان ؛ شاهين پارس جنوبي يا شاهين بندر بوشهر در فوتبال فعاليت نمايد و از اين همه بحران و مشكلاتي كه براي همه ايجاد گرديده و به عبارتي شخصيت و اعتبار استاني را زير سوال برده رها سازند تا اگر روزي باشگاه داري در ايران بصورت خصوصي محض اجرا گرديد شامل حال شاهين هم بشود و ديگر هيچ كس نيز از مسئولان انتظار و درخواستي نداشته باشد
اما وقتي كه ديده مي شود بيش از 90 درصد باشگاه هاي ورزشي كشور كمك هاي دولتي دريافت مي نمايند ، چرا در حق تيم هاي كه بعنوان نمايندگان استان بوشهر در ليگ هاي كشوري حضور دارند اجحاف گردد؟ آن هم در استاني كه سرشار از منابع و معادن بوده و بخش زيادي از درآمد كشور را تامين مي نمايد!!
وب سایت گل گت