چند مي گيري براي فوتبال بوشهر گريه كني؟!
حالا از اين عزيزاني كه به بوشهر مي آيند و با باشگاهها قراردادهاي
رويائي مي بندند بايد پرسيد انصافا چند مي گيريد حتي چند قطره اشك بر مزار
اين فوتبال گريه كنيد؟
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
وقتي قرار شد ديگراني براي فوتبال بوشهر تصميم بگيرند كه حتي در زادگاه
خود خريداري ندارند آن وقت فوتبال در بوشهر چند ضلعي مي شود و تصويري بخود
مي گيرد كه هيچ يك از اضلاع آن با هم تناسبي ندارند، يك شكل درهم و بهم
ريخته كه متاسفانه در نوك هرم آن غريبه ها قرار گرفته اند،كساني كه بدون
عشق و تعصب و يك كار كارشناسي شده رهسپار اين ديار مي شوند و براي رسيدن به
پول قراردادهائي مانند تركمن چاي بر فوتبال بوشهر تحميل مي كنند و هيچگونه
تعهدي براي موفقعيت و به سامان رساندن فوتبال بوشهر نسبت به مبلغ
قراردادشان ندارند. قراردادي كه يكطرفه نيست اما براي فوتبال بوشهر مرغ فقط
يك پا دارد.
در حقيقت آنها در جاده يكطرفه قرار مي دهيم تا پر گاز ماشين سواري كنند و مانور بدهند و اگر هم در آخر تصادفي پيش آمد اين تصادف فقط مجروح و مصدوم دارد و آنهم باشگاههاي بوشهر هستند، مجروحي كه حالا هم بايد دست و پاي شكسته خود را درمان كند و هم به خاطر خسارت در پيچ و تاب بدهكاري شب را روز كند و در برابر قاضي كميته انضباطي فدارسيون فوتبال محاكمه پس بدهد.
همان داستان "مي خواستيم ابرويش را درست كنيم چشمش هم كور كرديم" اتفاقاتي كه براي فوتبال بوشهر بصورت يك اپيدمي مزمن در آمده است.
كجاي كار ما عيب دارد كه هميشه در آخر فصل بازي ها گيرپاج مي كنيم واقعا از ماست كه بر ماست. سرنوشت شاهين، روزگار ايران جوان، محو شدن تيم هاي شناسنامه دار پرسپوليس و سايپاي برازجان، تبديل نادري به توحيد و حالا هم خرد شدن استخوان هاي پرسپوليس گناوه، گاز جم، هماي ديلم و كارگر بنه گز سيگنال هاي هشدار دهنده هستند براي مسئولين استان، براي مديران باشگاهها و براي همه كساني كه دلشان به عشق فوتبال اين استان مي تپد.
تازه اين فقط يك ضلع از آن تصوير كج و مبهم فوتبال اين شهر و ديار است كه با تبر هم راست نمي شود و كم كم دارد بصورت يك شير بي يال و دوم و اشكم در مي آيد. تصميمات احساسي و بدون كارشناسي شده مسئولان استان و مديران باشگاهها در مورد فوتبال بوشهر سر دراز دارد كه اگر جزء به جزء وارد آن شويم خيلي ها بايد پاسخگوي اشتباهات حودشان باشند.
حالا از اين عزيزاني كه به بوشهر مي آيند و با باشگاهها قراردادهاي رويائي مي بندند بايد پرسيد انصافا چند مي گيريد حتي چند قطره اشك بر مزار اين فوتبال گريه كنيد؟/اندیشه ورزشی
در حقيقت آنها در جاده يكطرفه قرار مي دهيم تا پر گاز ماشين سواري كنند و مانور بدهند و اگر هم در آخر تصادفي پيش آمد اين تصادف فقط مجروح و مصدوم دارد و آنهم باشگاههاي بوشهر هستند، مجروحي كه حالا هم بايد دست و پاي شكسته خود را درمان كند و هم به خاطر خسارت در پيچ و تاب بدهكاري شب را روز كند و در برابر قاضي كميته انضباطي فدارسيون فوتبال محاكمه پس بدهد.
همان داستان "مي خواستيم ابرويش را درست كنيم چشمش هم كور كرديم" اتفاقاتي كه براي فوتبال بوشهر بصورت يك اپيدمي مزمن در آمده است.
كجاي كار ما عيب دارد كه هميشه در آخر فصل بازي ها گيرپاج مي كنيم واقعا از ماست كه بر ماست. سرنوشت شاهين، روزگار ايران جوان، محو شدن تيم هاي شناسنامه دار پرسپوليس و سايپاي برازجان، تبديل نادري به توحيد و حالا هم خرد شدن استخوان هاي پرسپوليس گناوه، گاز جم، هماي ديلم و كارگر بنه گز سيگنال هاي هشدار دهنده هستند براي مسئولين استان، براي مديران باشگاهها و براي همه كساني كه دلشان به عشق فوتبال اين استان مي تپد.
تازه اين فقط يك ضلع از آن تصوير كج و مبهم فوتبال اين شهر و ديار است كه با تبر هم راست نمي شود و كم كم دارد بصورت يك شير بي يال و دوم و اشكم در مي آيد. تصميمات احساسي و بدون كارشناسي شده مسئولان استان و مديران باشگاهها در مورد فوتبال بوشهر سر دراز دارد كه اگر جزء به جزء وارد آن شويم خيلي ها بايد پاسخگوي اشتباهات حودشان باشند.
حالا از اين عزيزاني كه به بوشهر مي آيند و با باشگاهها قراردادهاي رويائي مي بندند بايد پرسيد انصافا چند مي گيريد حتي چند قطره اشك بر مزار اين فوتبال گريه كنيد؟/اندیشه ورزشی
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر ۱۳۹۱ ساعت 11:15 توسط
|
وب سایت گل گت